شنبه ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۰
نظرات: ۰
۰
-
کلاغ، عشق و حکمرانی تک‌نفره

یک روزنامه‌نگار و منتقد سینما در یادداشتی به نقد و بررسی سریال «کلاغ» ساخته محمدحسین مهدویان پرداخته است.

محمدحسین مهدویان در سریال «کلاغ» که این روزها از پلتفرم فیلیمو پخش می‌شود به سال‌های آخر حکومت پهلوی پرداخته است. آنچه از قسمت‌های ابتدایی این سریال مشخص است، شخصیت اصلی که یک مأمور ساواک است می‌خواهد به‌تنهایی به اهدافش برسد. مانند خود کلاغ.

کلاغ در میان حیوانات، پرنده‌ای است که از هوش بالاتری نسبت به بسیاری از پرندگان دیگر برخوردار است و سریع می‌آموزد که از چه راهی زندگی کند تا به اهدافش برسد؛ اما یک ضعف اساسی دارد؛ همیشه فراموش می‌کند که داشته‌های خود را کجا پنهان کرده است و اینکه دیگرانی نیز شاید حواسشان به داشته‌های او باشد.

جلال در سریال «کلاغ» یک شخصیت دوگانه است که به‌عنوان مأمور ساواک در کمیته ضد خرابکاری مسئولیت جمع‌آوری اطلاعات درباره گروه‌های ضد نظام سلطنت پهلوی همچون گروه‌های چپی و مارکسیست و گروه‌های مبارز اسلامی را دارد. اما در این میان درحالی‌که متأهل است و پدر همسرش نیز یکی از مدیران رده‌بالای ساواک است؛ درگیر رابطه عاشقانه با یکی از اعضاء گروه‌های به اصلاح چپ می‌شود و هرچند تلاش دارد میان رابطه کاری و مسئولیت‌سازمانی تعادل ایجاد کند؛ اما از همان قسمت نخست دستش رو می‌شود و حالا سعی دارد که معشوقه خود را از گزند ساواک حفظ کند.

قسمت نخست سریال «کلاغ» هم در فضاسازی سال‌های آخر حکومت پهلوی وهم در نوع رفتار شخصیت‌ها بر تک‌محوری بودن افراد تأکید دارد. اما سعی ندارد که یک روایت مستند تاریخی ارائه کند؛ بلکه به نظر می‌رسد مهدویان به دنبال ترسیم وضعیت فضای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی آن دوره و استفاده از این فضا برای روایت قصه خودش است.

مهدویان در سریال «کلاغ» دو گروه از آدم‌ها را نشان داده است؛ گروهی از آنها مردمی هستند که حقیقت را می‌دانند و می‌خواهند بر اساس این حقیقت، حق و اعتراض خود را بیان کنند؛ اما به دلایلی همچون ترس از شکنجه و یا ازدست‌دادن داشته‌های خود و یا تعلق خاطر کور سازمانی از بیان حقیقت پرهیز می‌کند و گروهی دیگر افرادی هستند که در خدمت نظام حاکم تنها به فکر انجام‌وظیفه هستند و در این راه شدیدترین اعمال را با خونسردی کامل انجام می‌دهند و نه‌تنها حاضر به گفتگو با مخالفان خود نیستند؛ بلکه به آن اعتقادی نیز ندارند و حتی اجازه اعمال‌نظر به همکاران و هم‌مسلکان خود را نمی‌دهند.

«کلاغ» تصویری از آغاز شکست ساختاری است که در اواخر دوره پهلوی فقط یک نفر دستور می‌داد و بقیه باید اجرا می‌کردند و در این راه هدف که کمان نیل به نتایج دستور است کاملاً وسیله را توجیه می‌کند.

هرچند برای تحلیل نتیجه‌گیری نهایی درباره قصه و امتیازدهی به بازی بازیگران سریال باید منتظر پخش‌های قسمت‌های بعدی بود؛ اما در همین قسمت‌های ابتدایی مهدویان در ایجاد فضای سرد با استفاده از طراحی رنگ و نور مناسب و پرهیز از نشان‌دادن شخصیت‌های منفی به شکلی که مخاطب با آنها هم‌ذات‌پنداری کند، به‌خوبی عمل کرده است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی